محمد مهدى ملايرى

128

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

حوصلهء اين مقال خارج است . در اين‌جا تا آن مقدار كه با موضوع اين گفتار يعنى دوران انتقال و شناخت اجمالى ابعاد و تاريخ آن ارتباط مىيابد ، اين نكته را مىتوان گفت كه اسلام ايرانيان چنان كه غالبا تصور مىرود يك‌باره و در اثر حوادثى كه معمولا علت اصلى آن شمرده مىشوند ، همچون حادثه حملهء اعراب يا حكومت ايشان در ايران و مانند اينها صورت نگرفته ، بلكه به‌تدريج جامهء عمل پوشيده ، و آن هم در همه‌جا و براى همهء افراد يا گروهها يكسان نبوده ، بلكه در مناطق مختلف و براى افراد يا طوائف مختلف فرق مىكرده است . برخى زودتر و برخى ديرتر به اين دين گرويده‌اند . و آن هم بستگى به كيفيت آشنائى ايشان با اسلام و آمادگى ذهنى و روحى آنها داشته ، چنان كه مثلا مردم كرمان در تمام دوران اموى همچنان به كيش سابق خود باقى ماندند « 1 » و مردم گرگان و تبرستان تا چند قرن پس از هجرت هم هنوز اسلام را نپذيرفته و با خلفاء در جنگ و ستيز بودند و تنها وقتى كه كار از جنگ و ستيز ، به‌وسيلهء داعيان علوى ، به تبليغ و ارشاد بدل شد به‌تدريج اسلام هم در آن سرزمين راه يافت « 2 » . گرچه گذشته از اين كليات دربارهء گرايش افراد به اسلام ، چنان كه پيش از اين هم اشاره شد در مآخذ تاريخى مطالب قانع‌كننده‌اى نمىتوان يافت ، ولى از خلال شرح‌حال و آثار برخى از ايرانيان سرشناس كه بر خلاف رويهء معمول بجز عنوان مولى يا موالى نام خود و پدرانشان هم در تواريخ آمده ، و برحسب اتفاق از اسلام خود يا پدرانشان نيز ذكرى رفته است ، مىتوان تا حدودى به سير تاريخى و تدريجى اسلام در جامعهء ايرانى پى برد . چون اين افراد هرچند خود به تنهائى شاخص شده و در تاريخ راه يافته‌اند ، ولى تحوّل فكرى آنها تا حدى نمونه‌اى از تحول فكرى جامعهء آنها يا لااقل قوم و قبيله و شهر و ديارشان تواند بود . و از

--> ( 1 ) - استخرى ، مسالك الممالك ، ص 126 و 194 . يعقوبى ، البلدان ، ص 274 و 279 - 280 . ( 2 ) - حسن بن على از سلسلهء علويان كه گويند مردى دانشمند و بافراست و به‌خوبى به عقائد مذهبى فرق مختلف آشنا بوده در سال 921 ميلادى اهالى تبرستان و ديلم را به اسلام دعوت نمود . بسيارى دعوت او را اجابت كردند و عده‌اى هم به حال بىاعتقادى باقى ماندند . از « تاريخ ادبى ايران ، تأليف ادوارد براون » ، ج 1 ، ترجمهء صالح ، ص 307 .